|
درباره وبلاگ سلام .. اسم من آنیتا است ... مامانم اتفاقات مهم زندگی من رو می نویسه ، تا یادگاری باشه برای روزهایی که من قد کشیده ام . آخرین مطالب پيوندها |
" دخترم آنیتا "
یادداشتهای یک مادر ایرانی
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 :: 11:48 :: نويسنده : سین شین
جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 :: 23:21 :: نويسنده : سین شین
دوشنبه هشتم اسفند 1390 :: 10:28 :: نويسنده : سین شین
یازده ماهه شده ام :
- بیماری سختی را پشت سر گذاشتم ... اما خدا را شکر که اکنون سلامت هستم . - کارتون دیدن از تلویریون را دوست دارم . - از دیدن کف توی وان حمامم لذت می برم . - کماکان با کمک تکبه گاهم راه می روم . - یک لحظه کوتاه می توانم بایستم . - دیدن خودم در آینه و حرف زدن با آنیتای توی آن خیلی لذت بحش است . - با کسانی که خانه را ترک می کنند بای بای می کنم . - همه جای خانه را پشتی گذاشته اند ... چون من دوست دارم سرم را توی هر سوراخی فرو کنم :) ادامه مطلب ... شنبه هشتم بهمن 1390 :: 22:6 :: نويسنده : سین شین
ده ماهه شده ام :
- شش مروارید در دهان دارم ... - چهاردست و پا ،خانه را به سرعت می پیمایم... - دستم را به تکیه گاهی می گیرم و می ایستم ... - می توانم با کمک تکیه گاهم راه بروم ... - کتاب هایم را دوست دارم ... چون راحت پاره میشوند :)
ادامه مطلب ... پنجشنبه هشتم دی 1390 :: 20:30 :: نويسنده : سین شین
نه ماهه شده ام :
- بدون کمک می نشینم ... - می توانم با سرعت بخزم ... - روی چهار دست و پایم می مانم و با اهنگ یک ... دو ی مامان، خودم رو تکان می دهم ... - وقتی از من می خواهند ، زبانم را نشان می دهم ... - به مامانم بوس می دهم... - چه معنی دارد که کسی روی سر من کلاه بگذارد ؟؟؟ ادامه مطلب ... |
||